تبلیغات
اس ام اس - عاشقانه5
اس ام اس
به نــــــــــام نـــــــــــــامی نـــــــــــــــــام نــــــــــــــــــــماینده عشــــــــــــق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چگونه بسویت بیایم ؟

ای ستاره آسمان شبهای تیره و تار من با این فاصله ای که بین من و تو می باشد چگونه بوسیدن آن چهره درخشانت میسر است ؟

ای مهتاب آسمان شبهای دلتنگی من با این فاصله ای نکه بین من و تو می باشد چگونه پاک کردن آن اشکهای روی گونت میسر است؟ ای  آسمان آبی من بین من و تو فاصله ای است پس چگونه دستم را بر روی گونه نازنینت بکشم و تو را نوازش کنم ؟

آری من ستاره می شوم و به آسمان زندگی می آیم تا بر چهره ات بوسه زنم . آری ای مهتاب من پرنده شبانه می شوم تا به آسمان بیایم و آن اشکهای پر از مهرت را از روی گونه های درخشانت پاک کنم . و ای آسمان آبی ام خورشید می شوم تا در دل آبی و پر از عشقت برای همیشه بنشینم و شب را با آن وسعت آبی ات آشتی می دهم تا همیشه آبی بمانی .

دلم به درد آمده از این فاصله و دلم به درد آمده از این انتظار و دوری بین ما

ای ستاره درخشانم شبها با دیدن تو آرام می شوم و ای آسمان روزها که دل آبیت را میبینم عاشق تر از همیشه می شوم چگونه میتوانم دستانت را در دست بگیرم وقتی بین ما این همه فاصله است ؟

انتظار میکشم تا شاید خداوند بالهایی را به من هدیه دهد که با این بالهای پر غرورم به سوی تو پرواز کنم و دستان گرمت را در دست بگیرم .

کاش تو ای آسمان من دل آبیت ابری شود و از گونه هایت اشک بریزد تا شاید قطره ای از اشکهایت بر گونه های من بریزد تا احساس آرامش و عاشقی کنم . کاش تو ای ستاره من ، فرشته ای بیاید و تو را در سبد بگذارد و آن سبد پر از عشق و محبت را به من هدیه دهد و کاش ای خورشید من ، کاش غروب عاشقی زودتر فرارسد تا زمانی که در پشت کوهها می روی و به زمین نزدیک می شوی احساس نزدیکی با تو داشته باشم .

ای خورشید من غروب ها را خیلی دوست دارم چون تو بیشتر از همه لحظه ها به من نزدیکتری و می توانم چهره ات را از نزدیک ببینم ، سپیده آسمان را نیز دوست دارم چون سحرگاه از پشت کوهها بیرون می آیی و سلامی عاشقانه به من می کنی و ای خورشید من از ظهر های تابستان نفرت دارم چون در آن زمان در بلند ترین نقطه آسمان می درخشی انتظار آن را می کشم که شاید پرنده یاستاره یا خورشید شوم ، ویا شاید هدیه ای به من برسد که تو را بیشتر از همیشه در کنار خود احساس کنم و ببینم .

شاید در خواب ستاره یا خورشید یا پرنده شوم ،اینک که اینها همه یک رویا و یک احساس عاشقی است پس ای آسمان آبی ام ، من خودم را به آتش می کشم تا باد عاشقی آن دود غلیظ مرا که از سوختنم به سویت بلند می شود به سوی تو بیاورد تا بتوانم تو را احساس کنم و برای مدتی آن دود که از تن سوخته ام بلند شده است در دلت بنشیند  و بعد از این دنیا وداع بگویم .

آری من برای رسیدن به تو جان خواهم داد

 

  چه دلتنگ و چه دلگیری تو ای عشق نه می مانی نه میمیری تو ای عشق  
  صفای صحبتت هر روز تازست اگر چه خسته و پیری تو ای عشق  

 

عمر سوزان توام این گونه خاموشم مکن

از کنارت رفته ام اما فراموشم نکن  

 

کاش میگفتی چیست؟    آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست

 

 

دوست ندارم ولی همیشه در فکرو خیالت هستم

 
  دوست ندارم ولی به خاطر تو بیشتر اوقات اشک میریزم  
  نه من دوستت دارم     اما در آتش دوستی دلت میسوزم و رنج میبرم  
  و به زبان حال میگویم دوستت ندارم در حالی که تمام آزادی وجودم به حرفم میخندد و مسخره ام میکند  

 

دوستان به خدا بی وفایی نکنید

با دل شکسته جدایی نکنید  
  یا وفا کنید تا آخر عمر یا از اول آشنایی نکنید  

 

زندگی سه چیز است

 
  اشکی که می خشکد لبخندی که محو می شود و یادی که در عالم فراموشی می ماند  

 

زندگی شهد گلی ست که زنبور زمان می مکدش آنچه میماند عسل خاطره هاست

 

  چه خوش آن روز که در صفحه شطرنج دلت شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم  

  عاشق همیشه تنهاست         من از مجاورت یک درخت می آیم  
  که روی پوست آن دستهای ساده غربت اثر گذاشته بود  
  به یادگار نوشتم خطی از دلتنگی  

  دل شبگرد و دریایی نداری تو حتی چشم رویایی نداری  
  برو هم درد غربت شو که دیگر غریبه در دلم جایی نداری  

  خداوندا مرا بی یار مگذار شبم بی مه کن اما تار مگذار  
  بگیر از من فروغ دیده ام را ولی در حسرت دیدار مگذار  

 

گر او بد ما به خلق گوید

ما سینه از او نمی شكافیم  
  ما خوبی او به خلق گوییم تا هر دو دروغ گفته باشیم  

 

زندگی حسرت گذشته هاست

زندگی گل سرخی است به نام عشق  
  زندگی آئینه شكسته ای ست یه نام قلب زندگی طوفان سهمگینی ست به نام  

 

کهکشان اسم رمزمون بود   اما همیشه اونو فراموش میکردی

 
  وقتی کهکشان به این عظیمت تو خاطرت نمیمونه  
  چطور انتظار داری باور کنم منو از یاد نمی بری  

  ای کاش نوشته دلها خواندنی بود  
  کاش دل آدما شیشه ای بود و حرفهای دلشون رو می شد دید  

 

شبی از پشت تنهایی و نمناک بارون تو را با لحجه گلهای نیلوفر صدا کردم

 
  تمام شب رو برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم  
  پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس  
  تو را از بین گلهایی که در تنهائیم رویید با حسرت جدا کردم  
  و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران و  
    سر گردان چشمانی است رویای و من تنها برای دیدن زیبای آن چشم  
  تو را در دشتی از تنهایی حسرت رها کردم  
  همین بود آخرین حرفاتو من بعد از عبور تلخ و غمگین حریم چشمهایم  
  را بر روی اشکی از جنس غروب ساکت ونارنجی واکردم نمیدانم چرا رفتی ؟  
  نمیدانم چرا شاید خطا کردم ولی رفتیو بعد از رفتنت  
  رسم نوازش در نمای خاکستری گم شد و   
  گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت  
 

تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شده بعد از رفتن تو

 
  آسمان چشمهایم خیس بارون بود و بعد از رفتنت  
  انگار کسی حس کرد  من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت  
  کسی حس کردو من بی تو هزاران بار در لحظه خواهم مرد و  
  بعد از رفتنت دریچه بغضی کرد  
  کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد و  
  ما با آن که میدانم تو هرگز یاد من را با امور خود نخواهی برد  
  هنوز آشفته چشمان توام  
  برگرد ببین که سرنوشت در انتظار من چه خواهد شد و  
  بعد از این همه طوفان و وهمو پرسش و تردید کسی از پشت قاب پنجره  
  آرام و زیبا گفت تو هم در پاسخ این بیوفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب  
  خطا کردم و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید  
  کنار انتظاری که بودن پاسخ سرد است و من در اوج پاییزی ترین  
  ویرانه یک دل میانه غصه از جنس بغز کوچک یک ابر نمیدانم چرا ؟  
  شاید به رسم عادت پروانگی نمان  
  باز برای شادی خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم  

 

اگه از عشق میشه قصه نوشت میشه از عشق تو گفت

 
  میشه از ستاره های چشم تو    مغرب نو    مشرق نو      برپا کرد  
  میشه از برق نگاهت خورشید و خاکستر کرد  
  میشه از گندمای سر زلفت یه عالمه شعر نوشت  
  آره ! از عشق تو دیوونگی هم عالمی داره  
  میشه از عشق تو مرد و از دست همه راحت شد  
  آره ! از عشق تو دیوونگی هم عالمی داره  
  اگه از عشق میشه قصه نوشت میشه از عشق تو گفت ...  

  یک شب بارونی بسه برای از نو تر شده  
  یک گل شمعدونی بسه برای عاشق تر شدن  

درباره وبلاگ

جستجو

آرشيو مطالب

آخرين مطالب

نويسندگان

نظر سنجي

پيوند ها

صفحات جانبي

آمار سايت