تبلیغات
اس ام اس - مطالب هفته اول فروردین 1388
اس ام اس
به نــــــــــام نـــــــــــــامی نـــــــــــــــــام نــــــــــــــــــــماینده عشــــــــــــق

اس ام اس های عاشقانه و رمانتیک - SMS Love

همیشه میگفتن پیدا کردن یه دوست خوب خیلی سخته اما من باورم نمیشد تا اینکه تو رو دیدم که برای پیدا کردن من چه قدر زحمت کشیدی ...


بارون و دوست دارم هنوز ... چون تو رو یادم میاره
حس می کنم پیشه منی ... وقتی که بارون می باره ....
دریاب! بازم تنهام



بهت نگفتم تا حالا اینکه چقد دوست دارم اما حالا بهت می گم بی تو دارم کم می یارم
بهت نگفتم تا حالا که بدجوری عاشقتم بهت نگفتم تا حالا اما حالا بهت می گم ...


وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی.
که بس دور است بین ما ....



رفیق من سنگ صبور غمهام / به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم / چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دل زده از خیلیا / خیلی دلم گرفته از خیلیا ...


میدونی فرق تو با خون چیه؟
خون میره تو قلب و برمیگرده
اما تو میری تو قلب و برنمیگردی



شراب را دوست دارم چون رنگ خون است خون را دوست دارم چون در رگ جریان دارد رگ را دوست دارم چون به قلب راه دارد قلب را دوست دارم چون جایگاه توست


خوام بگم قدر 1 دنیا دوست دارم چون دنیا 1روز تموم می شه نمی خوام بگم سیاهی چشات مثل شب پر ستاره است چون شب هم بالاخره تموم می شه نمی خوام بگم دوست دارم چون دوست ندارم بلكه عاشقتم


سلام ببخشید از اداره هواشناسی مزاحم مشوم اینجا کسی دلش هواتون را کرده چه کار باید بکنه؟


امروز همان فردای است که دیروز منتظرش بودی


تو هدیه الهی از خداوندی برای سینه پر دردمن:عطر وجودت را برای شفا می بویم..........!
ای شلغم


خدایا شاهد تنهایی ام باش بین غم ها تنها ناجی ام باش پر پرواز من دیریست بسته تو بگشا و در آزادی ام باش اسیر موج های تند خشمم تو آرام دل دریایی ام باش دل خسته خریداری نداره تو خواهان صفای ذاتی ام باش در این آشفته بازار محبت تو تنها شاهد ارزانی هم باش


ای که دور از منی و یاد منی،با خبر باش که دنیای منی...شادیت شادی من،غصه ات غصه من...قلب من خانه تو خانه ات قبله من دوست دارم


آسمان رنگ خدا گشت بیا پر بزنیم
باغ خورشید پراز چلچله ها گشت بیا سر بزنیم
فصل مهمان شدن پنجره ها یادت هست
پشت در جای غریبیست بیا در بزنیم
یک نفر باز مرا در خود من می خواند
پر پرواز نداریم که پرپر بزنیم
باز از مزرعه من بوی علف می شنوم
جای پروانه چه خالیست بیا پر بزنیم



دلا یاران سه قسم اند گر بدانی زبانی اند و نانی انـد و جـانی به نـانی نان بده از در برانـش تو نیـکی کن یه یاران زبـانی ولیـکن یـار جـانی را نگهدار به پـایش جـان بده تا می توانی


گوش کن ...یک نفر ...آنطرف پنجره ی بسته...تورا میخواند! و نسیم...لای این پرده ی آویخته رامی کاود... تا تو را در یابد، نورخورشید که از منزل پر مهر خدا آمده است...لب درگاه تو در یک قدمی می ماند... قلب این پنجره از دست غم پرده، به تنگ آمده است! پرده را برداریم ، دل این پنجره را باز کنیم..!



میدونی فرق لبخند تو با لبخند من چیه ؟ تو وقتی شادی میخندی،من وقتی تو شادی میخندم


سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه دریاها ،نگاهی تاریك همچون شب های بدون مهتاب و لحظه هایی كه ثانیه به ثانیه میگذرند نیست .پس ای دوست بشنو صدای دلتنگی مرا


طبق قانون بقای شادی هیچ شادی از بین نمیره؛ بلكه فقط از دلی به دلی دیگه جابه جا می‌شه


در غریبی ناله ها کر دم کسی یادم نکرد ، در قفس جاندادم و صیاد ازادم نکرد، ضربه مردم چنان از زندگی سیرم نمود، آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد


نمیخوام به جزمن دوست دار دیگری باشی نمیخواهم برای لحظه ای حتی به فكر دیگری باشی نمیخواهم صفای خنده ات را دیگری ببیند نمیخواهم كسی نامش،برلبهای توبنشیند نمیخواهم به غیرازمن بگیرد دست تودستی نمیخواهم كسی یارت شوددرراه این هستی


انگشتتو مشت کن..... مشته؟
مشته مشته؟
حالا محکم بزن تو چشمت تا کور بشی دوریمو نبینی......!!!






نوشته شده در تاريخ جمعه 7 فروردین 1388 توسط یعقوب حسن پور

در مهربانی همچون باران باش

 

 در مهربانی همچون باران باش که در ترنمش علف هرز و گل سرخ یکی است.

 

ساده از کسی نگذر شاید این آخرین باری باشه که لایق دوست داشتنی....

 

 هرگز از کسی که همیشه با من موافق بود چیزی یاد نگرفتم 

نمیدانم چرا اینگونه هست وقتی نگاه عاشق کسی به توست میبینی اما دلت بسته به مهر دیگریست بی اعتنا میگذری و عاشقانه به کسی مینگری که دلش پیش دیگریست

 

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچوقت فکر آمدن نیست

 

فقط کسی معنی دل تنگی را درک می کند که طعم وابستگی را چشیده باشد
پس هیچوقت به کسی وابسته نشو که سر انجام آن وابستگی دلتنگیست
  

تو اگه پاییز زردی واسه من بهار سبزی، تو اگه هوای سردی واسه من همیشه گرمی، تو اگه ابر سیاهی واسه من ابر بهاری، تو اگه دشت گناهی واسه من یه بی گناهی، تو اگه غرق نیازی واسه من یه بی نیازی، تو اگه رفیق راهی واسه من یه تکیه گاهی..

  

اگه دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق توست اگه احساسم و کشتی اگه از یاد منو بردی اگه رفتی بی تفاوت به غریبه سر سپردی بدون اینو که دل من شده جادوی طلسمت یکی هست اینور دنیا که تو یادش مونده اسمت 

 گرمترین بوسه هایت را نصیب کسی کن که در سردترین لحظه ها به ‏یاد توست

 

 

سر گور کشیشی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است: «کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر دهم. بزرگ تر که شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است من باید انگلستان را تغییر دهم. بعدها انگلستان را هم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم. در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول کنم. اینک که در آستانه مرگ هستم می فهمم که اگر روز اول خودم را تغییر داده بودم، شاید می توانستم دنیا را هم تغییر دهم!!!»

 

هوسبازان کسی را که زیبا می بینند دوست می دارند، اما عاشقان کسی را که دوست دارند، زیبا می بینند

 

جسور و شجاع باش . وقتی به گذشته نگاه کنی، از آن چیزها که نکرده ای بیشتر از آن چیزها که کرده ای متأسف خو اهی شد 

 

چه زیباست به یاد تو با چشمهای خسته گریستن چه زیباست همیشه در تنهایی تو را حس کردن چه زیباست در خیال با تو زندگی کردن عزیزم نام تو بر قلبم خالکوبی شده تا فراموشت نکنم . نازنین من همچون نفس کشیدن تو را بخاطر می سپارم. یک روزه دیکه هم بدون تو گذشت 

اگر کسی ترا آنطور که میخواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد . گابریل گارسیا مارکز

   سکوت

 

 

 

 

در سکوت دادگاه سرنوشت ، عشق بر ما حکم سنگینی نوشت. گفته شد دلداده ها از هم جدا، وای بر این حکم و این قانون زشت......

                           

 

باید آهسته نوشت ، با دل خسته نوشت ، با لب بسته نوشت گرم و پررنگ نوشت... روی هر سنگ نوشت تا بخوانند همه که اگر عشق نباشد دل نیست.

 

دیروز به دنبالت دویدم و به امید دیدارت به امروز رسیدم ولی افسوس . افسوس که تو به فرداها سفر کرده بودی.

 

همیشه صداهای بلند را میشنویم، پررنگ ها را میبینیم، سخت ها را میخواهیم. غافل از اینکه خوبها آسان میآیند، بی رنگ می مانند و بی صدا می روند.

 

افلاطون میگه : اگه با دلت کسی یا چیزی رو دوست داشتی زیاد جدی نگیرش چون کار دل دوست داشتنه ... درست مثل کار چشم که دیدنه ... ولی اگر کسی رو با عقلت دوست داشتی بدون داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعیه....

 

اگه یه روز تنها شدی،اگه دیدی بغض کردی اما دلیلی برای گریه کردن پیدا نمیکنی بدون که دل خدا واست تنگ شده میخواد صداش کنی....

 

چه زیباست به یاد تو با چشمهای خسته گریستن. چه زیباست همیشه در تنهایی ترا حس کردن. چه زیباست در خیال با تو زندگی کردن. عزیزم نام تو بر قلبم  خالکوبی شده تا فراموشت نکنم. عزیزم همچون نفس کشیدن ترا به خاطر می سپارم. یک روز دیگر هم بدون تو گذشت......

 

هیچ گاه عشق به همدم را پاینده مپندار و از روزی که دل می بندی این نیرو را نیز در خویش بیافرین که اگر تنهایت گذاشت نشکنی و اگر شکستی باز هم ناامید نشو چرا که آرام جان دیگری در راه است

 

دلم در حلقه غمها نشسته / زبانم بسته و سازم شکسته وجودم پر ز شعر عاشقانه ست / تورا می خواهم و اینها بهانه ست

 

ژان پل استار  از این فراموشی محض که در آن گیر افتاده ام لذت می برم . من میان دو شهر هستم یکی هیچ از من نمی داند و دیگری را هیچ نمی شناسم

 

وقتی تنهاییم دنبال یک دوست می گردیم. وقتی پیدایش می کنیم دنبال عیبهایش می گردیم.وقتی از دستش دادیم دنبال خاطره هاش می گردیم... وباز تنهاییم

 

سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد اگر از شهر غم رفتی مرا هرگز مبر از یاد

 

اگر کسی مرا خواست بگویید رفته باران را تماشا کند و اگر اصرار کرد بگویید برای دیدن توفان‌ها رفته است و اگر باز هم سماجت کرد بگویید رفته است تا دیگر باز نگرد

 

ساده میگذری

 

   

آخ که چه ساده میگذری رو قلب من پا میذاری وقتی میگی می خوام برم غم روی غم هام میذاری یه روز میگی خسته شدی یه روز میگی دوسم داری یه روز تو اوج بی کسی میری و تنهام میذاری از تو می خونه یه عاشق بی بهونه اشک سردش می ریزه روی گونه نیستی ببینی ستاره من آسمونه دله گم کرده دوباره بخته سیاهش دل و می سوزونه طفلی دل من که بی گناهه امشب دوباره این دل تنگم دیوونه میشه از غصهء رفتن خاطرات تو رو برام میاره برگ خزون روی گونهء سردم بازیچه دست تو این دل صاف و ساده بود تو که دم از رفتن میزنی کاشکی بدونی عاشقم یه روز میگی خسته شدم یه روز میگی می خوام برم بیا بمون تا همیشه عشقه تو با جون می خرم

 

رفتی و مرا با دلتنگی هایم تنها گذاشتی ! رفتی در فصلی که تنها امیدم خدا بود و ترانه و تو که دستهایت سایه بانی بود بر بی کسی های من ... تو که گمان می کردم از تبار آسمانی و دلتنگی هایم را در می یابی تو که گمان می کردم ساده ای و سادگی ام را باور داری و افسوس که حتی نمی خواستی هم قسم باشی ... افسوس رفتی ... ساده ، ساده مثل دلتنگی های من و حتی ساده مثل سادگی هایم ! من ماندم و یک عمر خاطره و حتی باور نکردم این بریدن را کاش کمی از آنچه که در باورم بودی ، در باورت خانه داشتم ! کاش می فهمیدی صداقتی را که در حرفم بود و در نگاهت نبود کاش می فهمیدی بی تو صدا تاب نمی آورد ... رفتی و گریه هایم را ندیدی و حتی نفهمیدی من تنها کسی بودم که .... قصه به پایان رسید و من هنوز در این خیالم که چرا به تو دل بستم و چرا تو به این سادگی از من دل بریدی ؟!! که چرا تو از راه رسیدی و بانوی تک تک این ترانه ها شدی ؟!! ترانه ها یی که گرچه در نبود تو نوشته شد اما فقط و فقط مال تو بود که سادگی ام را باور نکردی ! گناهت را می بخشم ! می بخشمت که از من دل بریدی و حتی ندیدی که بی تو چه بر سر این ترانه ها می آید ! ندیدی اشک هایی را که قطره قطره اش قصه ی من بود و بغضی که از هرچه بود از شادی نبود ! بغضی که به دست تو شکست و چشمانی که از رفتن تو غرق اشک شد و تو حتی به این اشکها اعتنا نکردی ! اعتنا نکردی به حرمت ترانه ها یی که تنها سهم من از چشمانت بود ! به حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر ترانه هایم خشک شد ! به حرمت قدمهایی که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم ! به حرمت بوسه هایمان ! نه ! تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی ! قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد ! قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم ! خدانگهدار ... خدانگهدار 

کاش آسمان میدانست درد من چیست کاش میدانست نیاز من چیست کاش میدانست به یک قطره باران نیز قانعم کاش آسمان میدانست درد منی که همان کویر خشک و بی جانم چیست دلم مثل کویر از محبت و عشق خشک و بی جان است عاشقم ولی یک عاشق تنها ، یک عاشق بی کس! عاشقی که معشوقش در کنارش نیست .... کاش دریا میدانست کویر چیست! راز درون دریا رویایی است محال برای همان کویر تنها! دلم مثل کویر آرزوی دیدن دریا را دارد اما دریایی نیست تنها یک خواب است و بس! کاش باران میدانست معنی انتظار چیست... منی که همان کویر تشنه و بی جانم سالهاست که انتظار یک قطره باران را می کشم اما افسوس که این انتظار بیهوده است... و ای کاش آسمان میدانست درد دل این کویر خسته و تشنه چیست ؟!

 

هر چند مال من نشدی ولی ازت خیلی چیزا یاد گرفتم ... یاد گرفتم به خاطر کسی که دوسش دارم باید دروغ بگم. یاد ‏گرفتم هیچ وقت هیچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره. یاد گرفتم تو زندگیم به اون که بفهمم چقدر دوسم داره هر ‏روز دلشو به بهونه ای بشکنم. یاد گرفتم گریه های هیچ کس رو باور نکنم. یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت ‏جبران ندم. یاد گرفتم هر روز دم از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق نباشم‏ ... خوب یاد گرفتم نه ؟ معلم خوبی هستی ...!!!

 

گریز و درد

 

این چند وقته که اینجا تعطیل بود حسابی خودمم ناراحت بودم خیلی از دوستان پرسیدن که کی آپ میکنم و به همشون گفتم که منتظر یه خبرم اما خب خبر بهم نرسید منم طاقت نیوردم و آپ کردم امیدوارم که خوشتون بیاد

 

  

گریز و درد

رفتم،مرا ببخش و مگو او وفا نداشت

راهی به جز گریز برایم نمانده بود

این عشق آتشین پر از درد بی امید

در وادی گناه و جنونم کشانده بود

رفتم که داغ بوسه ی پر حسرت تو را

با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم

رفتم که ناتمام بمانم در این سرود

رفتم که با نگفته به خود آرزو دهم

رفتم،مگو،مگو که چرا رفت،ننگ بود

عشق من و نیاز تو سوز و ساز ما

از پرده ی خموشی و ظلمت چو نور صبح

بیرون فتاده بود به یکباره راز ما

رفتم،که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم

در لا به لای دامن شبرنگ زندگی

رفتم که در سیاهی یا گور بی نشان

فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی

من از دو چشم روشن و گریان گریختم

از خنده های وحشی طوفان گریختم

از بستر وصال به آغوش سرد هجر

آزرده از ملامت وجدان گریختم

ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز

دیگر سراغ شعله ی آتش ز من مگیر

میخواستم که شعله شوم سر کشی کنم

مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر

روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویش

در دامن سکوت به تلخی گریستم

نالان ز کرده ها و پشیمان زگفته ها

دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم

فروغ فرخزاد

صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناکتر اما دردناکتر از همه این است این است که کسی نداند باید صبر کند یا فراموش...

زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست, شاید آن خنده که امروز دریغش کردی، آخرین فرصت همراهی ماست

چه قدر حقیرند مردمانی که نه جرأت دوست داشتن دارند ، نه اراده‌ی دوست نداشتن ، نه لیاقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن؛ با این حال مدام شعر عاشقانه می‌خوانند

یک تصمیم

 

یک تصمیم

 

دخترک خسته بود و دلتنگ،خسته از چی و دلتنک کی نمی دونست اما این احساس  چند ماهی بود که همراهیش میکرد دلش می خواست فکر کنه و راه حلی برای مشکلاتش پیدا کنه اما متاسفانه اون عادت به فکر کردن نداشت و همیشه اول کارش و میکرد و بعد فکر میکرد که اون کاری که انجام داده درسته یا نه؟بیشتر وقتا بخاطر همین اخلاقش مجبور شده عذر خواهی منه اما واقعا دست خودش نبود.

دخترک چند وقت پیش بخاطر همین بی فکری و بچه بازیاش کسی و که خیلی دوست داشت از دست داده بود خیلی سعی کرده بود که دوباره پسر و برگردونه اما پسر دیگه خسته شده بود و قبول نکرد و بهش گفت:باید سوخت و ساخت.دختر هم قبول کرد،حالا که چند ماه از اون موضوع میگذشت و پسر هم رفته بود دنبال زندگی خودش دختر هم مجبور شده بود ناخواسته راهش و انتخاب کنه و ادامه بده با اینکه زیاد پسر و دوست داشت اما دیگه نمی خواست که برگرده به نظرش دوری و دوستی خیلی بهتر بود بالاخره تصمیمش و گرفت و می خواست بیشتر به خانوادش برسه خانواده ای که خیلی وقت بود با ابنکه کنارشون بود ازشون دور شده بود احساس میکرد بهشون بد کرده،بهشون خیانت کرده و جواب محبت های اونا این نبود و بیش از حد متوجه خودش و مسائل خودش شده بود دیگه باید از لاک خودش بیرون می امد و واسه آیندش برنامه ریزی میکرد همین کارم کرد و برای آیندش تصمیم گرفت به خانوادش توجه بیشتری میکرد،هیچ کدوم از اعضای خانوادش از اتفاقاتی که این چند وقته براش افتاده بود اطلاعی نداشتن فقط دوستاش میدونستن و خداروشکر دوستای خوبی داشت و تنهاش نمی ذاشتن.

حالا بعد از چند ماه دیگه اون آدم سابق نبود هدف داشت و یک برنامه ریزی درست،دلش هم نمی خواست هیچ چیزی این برنامه ها رو به هم بزنه هر چند که هنوزم با یک سری مشکلات دست و پنجه نرم میکرد اما دیگه چیزی به روی خودش نمی آورد و مصمم تر پیش می رفت و فقط منتظر بود که سالها زودتر بگذره تا اون به اهدافش نزدیکتر بشه از پسر هم بی خبر نبود،عاشق شده بود و دختر خوشحال بود که اونم بالاخره یکی و پیدا کرده که بتونه  آیندش و باهاش بسازه.حالا دختر به ابن نتیجه رسیده بود که کافیه اراده کنه تا همه چیز اونطوری که اون میخواد پیش بره........

 

((از همه چیز گذشتن و به همه چیز رسیدن مهم نیست،مهم از چه گذشتن و به چه رسیدن است.))

 

                                 باتشکر یعقوب حسن پور

 






نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 فروردین 1388 توسط یعقوب حسن پور

سری سوم اس ام اس هاى عید باستانى نوروز سال ۱۳۸۸ که توسط سایت یعقوب سیستم جمع آوری و در اختیار شما عزیزان قرار گرفته است ( سال نو بر شما مبارک ).

http://dl.kar20.ir/2009/02/sms-noroz-88.gif

HTML clipboard

شادى نوروزتان را به نسیم خُنُک بهارى بسپارید تا جهانیان بدانند ایرانیان چه نوروزى دارند…!

………………………………………………………….

فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد!

………………………………………………………….

کارگردانی است نوروز که می گوید نور...صدا…حرکت و من برای به دست آوردنت همه نقشهای عالم را بازی می کنم.

………………………………………………………….

کارگردانی است نوروز که می گوید نور...صدا…حرکت و من برای به دست آوردنت همه نقشهای عالم را بازی می کنم.

………………………………………………………….

خواستم برات سبزه عید بفرستمگفتم شاید طاقت نیاری و تا عید بخوریش!

………………………………………………………….

نوروز پیامبر مهر است که مرا وامی دارد تنها به خاطر تو دوست داشتن را یاد بگیرم .

………………………………………………………….

هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز، نوروزتان امروز، امروزتان دیروز، دیروزتان پیروز، پیروزتان هر روز، اسگول شدی امروز!

………………………………………………………….

پروفسور حسابی، آلبرت اینیشتین، زکریای رازی، اسحاق نیوتن، من و سایر دانشمندان، سال خوشی را برای شما آرزومندیم!

………………………………………………………….

یادت باشه من اولین کسی هستم که عید رو از ۴ روز پیش بهت تبریک گفتم!

………………………………………………………….

بهار، نـیم بهار، ربـع بـهار، بهار را قسمت کردند؛ بازارشان سکه شد!

………………………………………………………….

دوست عزیز سبزترین و همیشگی ترین بهارها را برایت آرزومندم!

………………………………………………………….

نزدیک عیده، توی خونه تکونیه دلت، ما رو بیرون نکنی!

………………………………………………………….

ز کوی یار می آ ید نسیم باد نوروزی/از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی. نوروز مبارک!

………………………………………………………….

این اس ام اس رو ۴ روز دیگه بخون.

………

………

گفتم ۴ روز دیگه!

………

عید نوروز مبارک. یادت باشه من اولین کسی بودم که بهت تبریک گفتم!

………………………………………………………….

ساقیا آمدن عید مبارک بادت/ وان مواعید که دادی مرود از یادت. سال نو و نوروز باستانی مبارک!

………………………………………………………….

سایه حق، سلام عشق، سعادت روح، سلامت تن، سرمستی بهار، سکوت دعا، سرور جاودانه، این است هفت سین آریایی. نوروز مبارک!

………………………………………………………….

یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد/ رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد/ تنها دل ساده ایست دارایی ما/ آن هم شب عید تقدیم تو باد!

 






نوشته شده در تاريخ یکشنبه 2 فروردین 1388 توسط یعقوب حسن پور

اس ام اس های عاشقانه

**.من از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کرده ام حرفی از جنس زمان نشنیدم هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد و هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت.**

 

**.(...کاش می شد برایش می گفتم اما من مهمان ناخوانده بودم کور رفت واین        بارعینک دیگری برچشم داشت او هم چله نشین شد تا پیله خواسته اش محکمتر شود فراموششان کردم مثل فراموش کردن ادم های کوچک وخوش خیال دنیا.اما گاهی هنوز هنگام باد از پشت پنجره به دنبال پیله ای پوسیده شناوری در هوا می گردم...)**

 

**بدان اگر کسی را برای یکبار دوست دارم برای همیشه دوست دارم من عشق را در تو.تو را در دل ودل را به هنام تپیدن به خاطر تو دوست دارم.  **                                                                                                       

 

**زندگی یعنی عشق فرو رفتن در ابی که نمی دانی عمق ان چقدر است؟زندگی یعنی باور غیر ممکن ها وقتی مرگ را از ان غربال می کنی.**                                                                                                               

**کاش قلبم درد تنها یی نداشت سینه ام هرگز پریشانی نداشت کاش برگ های اخر تقویم عشق حرفی از یک روز بارانی نداشت.کاش می شد راه سخت عشق را بهر خط پیمودوقربانی نداشت.**

 

**بیا ای دوست سکوت سرد ایام جدایی رازهم بگسل و جاری کن صدای مهربانت را به شهرارزوهایم.بیابا مرهم چشمت به زخم کهنه قلبم دوایی شو.**

 

**ای خویشاوند راستین که هرگزبا تو نبوده ام ای مخاطب من که هیچ گاه با تو سخن نگفته ام بی تو با بی گانگی و سکوت میمیرم.انتظار:گم کردن توست.غربت: غم دوری تو.اضطراب: درد بی تو ماندن و غم :داغ بی تو زیستن**



جک و لطیفه

از مزرعه ای می گذشتم ، پیر مردی رو غمگین دیدم با چند هكتار زمین بایر و یك گاو آهن خالی . از او پرسیدم چرا ناراحتی پدر جان، چرا شخم نمی زنی تا دانه بكاری . گفت : آخه گاوم دارهsms می خونه!!!!  

میتونم یه چیزی بهت بگم؟
مطمین باش که از ته قلبم میگم...
همیشه از خدا میخواستم که تو زندگیم یه همراه خوب بهم بده...
همراهی که همیشه کنارم باشه و بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم...
خدا یکیشو به من داد....
مال من نوکیاست... مال تو چیه؟  

از ساده لوح می پرسن ؛ کجا میخواهی بری ؟
- میگه : می خواهیم بریم خورشید!!!
- میگن : اونجا که برین ذوب می شین.
- میگه : جوری برنامه ریزی کردیم که شب می رسیم.

جک و لطیفه

چوپان دروغگو می میره تو قبر میپرسن اسمت چیه؟میگه دهقان فداكار


بچه هه به دنیا میاد یه دستش مشت بوده مشتشو باز می کنن می بینن توش قرص ضد حاملگیه!


میدونی معنی کلمه ی love چیه؟

l : لایق دوست داشتن بودن

o:امیدوار بودن به اینده ای روشن

v : وفا دار بودن در عشق

e: انرزی هسته ای حق مسلم ماست

اس ام اس عید نوروز ۱۳۸۸

آرزوی ۱۲ ماه شادی ۵۲ هفته خنده ۳۶۵ روز سلامتی ۸۷۶۰ساعت عشق ۵۲۵۶۰۰دقیقه برکت ۳۱۵۳۰۰ثانیه دوستی سال نو پیشاپیش مبارک

………………………………………………………….

لحظه ای که سال تحویل میشه … تنها لحظه ایه که بی منت به من لبخند میزنی … کاش هر ثانیه برای من سال تحویل باشه تا لبخند همیشه مهمون لبای سرخت بمونه… سال نو مبارک گلم

………………………………………………………….

باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه آمد آن روز بارانی گفت که آمد روز عید گفت هر لحظه تنها مانده در این شب رویایی گفت که شاید دل عید شده اسیر باز بهار آمد در این خانه ی تنهای ما همه گفتیم عید آمد بوی بهار آمد(ببخشید که کمی گیج شدیم منظور همان عید شما مبارک است)

………………………………………………………….


آسمان را می خواهم برای عبور ، جاده باریکست …..
.
.
.
ماه را می خواهم برای نور ، راه تاریکست ……
.
.
.
تورو می خواهم برای نظافت ، عید نزدیکست …..
==== امیدوارم سال خوبی داشته باشد ===

………………………………………………………….
این اس ام اس رو تا ۱۰ روز دیگه نخون
.
.
.
.
.
نرو پایین
.
.
.
.
هی عمو !!!
.
.
.
.
بیخیال شو
.
.
.
.
.
یادت باشه اولین کسی که سال نو رو بهت تبریک گفت من بودم

………………………………………………………….
چهارشنبه سوری نزدیکه.یه وقت نری از رو آتیش بپری.آخه تجربه ثابت کرده اگه جیگر بره رو آتیش کباب میشه.

………………………………………………………….

………………………………………………………….

………………………………………………………….

این بار می خواهم هفت سین عید را با یاد تو بچینم
سبزه را با یاد روی سبزه ات
سمنو به یاد شیرینی لبخندت
سایه دانه به رنگ چشم هایت
سرکه با یاد ترشی مهربانیت
سیب با یاد تردیه گونه هایت
سکه با یاد درخشش قلبت
سیر با یاد تندی کلامت
با همه خوبی ها و بدی هایت … دوستت دارم

………………………………………………………….
salamat
saadat
siadat
soror
sarvari
sabzi va
saezendegi
haft sine zendegiat bad
omidvaram sale khobi dashte bashid
NOROZ MOBARAK

………………………………………………………….
Buye baran, buye sabze, buye khak; shakhehaye shoste, baran khorde, pak; asemane abi o abre sepid, barg haye sabze bid; atre narges, raghse bad; naghmeye shoghe prastuhaye shad,khalvate garme kabutarhaye mast,narm narmak miresad inak bahar,khosh behal ruzegar …. “NOROZ” .MOBARAK.

………………………………………………………….

………………………………………………………….

بهار میاد همه چی رو تازه میکنه.سال،ماه،روزها رو،هوا و طبیعت ولی فقط یه چیزو کهنه میکنه که به همه ی تازگی می ارزه—سال نو مبارک

…………………………………………………………. ………………………………………………………….

………………………………………………………….

………………………………………………………….


مثل ماهی زنده مثل سبزه زیبا مثل سمنو شیرین مثل سمبل خوشبو مثل سیب خوشرنگ و مثل سکه با ارزش باشید

می‌دونم اگه بگم سال نو مبارک حالت از شنیدن این جمله کلیشه ای بهم می خوره. پس سال نو مبارک!

امروز دو نفر از من آدرس و شماره تورو از من میخواستن منم بهشون دادم یکیشون خوشبختی و اون یکی سعادت
سال ۸۷ میاد سراغت

بهار بهترین بهانه برای اغاز واغاز بهترین بهانه برای زیستن
آغاز بهار بر شما مبارک

خواستم برات سبزه عید بفرستم…
گفتم شاید طاقت نیاری و تا عید بخوریش…

به علت نبودن چرت و پرت از هم اکنون سال نو را به شما تبریک عرض مینماییم..
.
.
.
.
.
.
از طرف انجمن بیکاران اس ام اس باز ایران


 





نوشته شده در تاريخ شنبه 1 فروردین 1388 توسط یعقوب حسن پور
درباره وبلاگ

جستجو

آرشيو مطالب

آخرين مطالب

نويسندگان

نظر سنجي

پيوند ها

صفحات جانبي

آمار سايت